اشک شبنم

در خیالم...

در خیالم کودکی میابمت

کودکی خرسند و بازیگوش و شاد

در خیالم بال و پر داری  و بس

من سوارم روی این دو بال و پر

در خیالم قلب تو آیینه است

من در آن آیینه ام هر روز و شب

در خیالت مرغکم بی بال وپر

در خیالت آتشم با دود و دم

آتشی با شعله ی سر به فلک

در خیالت قلب من از سنگ است

من در آن جایی ندارم هیچ وقت

قلب من از قلب تو افسرده شد

صورتم تشنه ی لبخند تو شد

من دگرتاب شکستن را ندارم

من دگر طاقت بودن را ندارم

خسته ام از دست تو....

مرده ام در قلب تو ...

مرده ام در قلب تو ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت