اشک شبنم

من زندم!!!!!!!!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ تیر ،۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()

در خیالم...

در خیالم کودکی میابمت

کودکی خرسند و بازیگوش و شاد

در خیالم بال و پر داری  و بس

من سوارم روی این دو بال و پر

در خیالم قلب تو آیینه است

من در آن آیینه ام هر روز و شب

در خیالت مرغکم بی بال وپر

در خیالت آتشم با دود و دم

آتشی با شعله ی سر به فلک

در خیالت قلب من از سنگ است

من در آن جایی ندارم هیچ وقت

قلب من از قلب تو افسرده شد

صورتم تشنه ی لبخند تو شد

من دگرتاب شکستن را ندارم

من دگر طاقت بودن را ندارم

خسته ام از دست تو....

مرده ام در قلب تو ...

مرده ام در قلب تو ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()

دوش از خواب پریدم..زود

خواب دیدم اما نه!کابوس بود

خواب مرگ و مردن و تابوت بود

خواب مرگ خود دیدم دوستان

خواب مردن دیدم... بسی آسان

دوست ندارم که بمیرم اینسان

بار گنهم بسی سنگین است

قلب سنگم بسی شرمگین است

رو به درگاه خداوندگار....

که مرا وا به این حال مگذار!!!

 

نوشته شده در جمعه ۱۸ آذر ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()

چشمامو که باز کردم نبودی

اما وقتی فهمیدم که هستی

هستیم تو شدی ...زندگیم شدی

واسه اومدنت لحظه شماری می کردم

وقتی اومدی بیشتر عاشقت شدم

اصلا با اومدن تو معنی عشق و فهمیدم

اگه می فهمیدی چقدر دوست دارم

لابد زودتر می اومدی

اگه میفهمیدم چقدر بودنت قشنگه

لابد زودتر منتظرت میشدم

 از خدامون میخوام ....

میخوام که تا وقتی هستم باشی!

کاش ما آدما واسه دونستن حکمت کارای خدا هیچ وقت عجله نکنیم.....

چیزی که من با اومدن تو واقعا بهش رسیدم !!!

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ٢۱ آبان ،۱۳٩٠ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()

دوستت دارم ای عاشقانه ترین دوست

دوستت دارم با عاشقانه ترین مهر

گرمی اغوشت گرمی قلبم

نوازش دستانت  ارزوی همیشگی ام

بوسه بر گونه ات ارامش روانم

بار الها...

دعاهای شبانه اش را از من دریغ مکن

اغوش پر مهرش را همیشگی کن...

مادرم

ای عاشقانه ترینم..

ای پاینده ترینم...

با عاشقانه ترین لفظ

با ساده ترین دل

دوستت دارم

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳٩٠ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()

ای کاش باور می کردمت

ای کاش قلب رنجورم معنی لبخندت را می فهمید

کاش گرمی دستانت همراهی ام می کرد

کاش ارامش نگاهت سایه سارم بود

میفهمم تو را, اما حالا.....

می خواهمت,اما حالا....

غم هجر را اکنون می فهمم

حال نزارت را اکنون می یابم

رفتی اما,من دگر من نیستم

کاش میفهمیدم  تو را.........

نوشته شده در جمعه ۱۸ شهریور ،۱۳٩٠ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳٩٠ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳٩٠ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ توسط ساناز نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت